تبليغاتX
رمان ایرانی

رمان ایرانی

 

این وبلاگ بدلیل یه سری مشکلات به وبلاگی دیگر انتقال پیدا کرده.برای دیدن وبلاگ روی اینجاکلیک کنید..

 

+نوشته شده در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت22:59توسط مانیسا محتشم | |

دوستای گلم سلام

 

برای خوندن قسمت دهم درسا به ادامه ی مطلب مراجعه کنید…


ادامه مطلب

+نوشته شده در دوشنبه نهم شهریور 1388ساعت16:37توسط مانیسا محتشم | |

 

دوستای گلم سلام.

معذرت می خوام مثل همیشه از تاخییرم.خیلی ممنون از ابراز احساساتتون به خاطر قالب وبلاگ.ولی من واقعا موندم چه کنم.از یه طرف یه سری که تعدادشون خیلی زیاده میگن قالب زیباست.از یه طرف یه عده می گن قالب خوب نیست.یه تعدادمیگن فونت و کوچیکتر بگیرم.یه تعداد هم میگن فونت وبزرگتر بگیرم من واقعا نمیدونم چه کنم.ولی اینبار فونت رو پررنگش کردم بازم اگه ناراضی بودین بگین.قراره یه نویسنده ی دیگه هم در این وبلاگ علاوه بر فائزه جون مشغول بشه بنام دختر باد.عزیزم ورودت به این وبلاگو تبریک می گم وامیدوارم دوستای خوبی برای هم باشیم.خب دیگه برین رمانو که قسمت نهمشه بخونین.

قسمت نهم درسا رو از ادامه ی مطلب بخونید


ادامه مطلب

+نوشته شده در دوشنبه نهم شهریور 1388ساعت0:36توسط مانیسا محتشم | |

 

سلام.

همکار پیدا کردم.

فائزه جون قراره تو نه ماه مدرسه براتون رمان اشک لیلی روبذاره.

اگه انتقدی پیشنهادی دارین بگین حتما.

وبه ادامه ی مطلبم مراجعه کنید...


ادامه مطلب

+نوشته شده در جمعه ششم شهریور 1388ساعت2:32توسط مانیسا محتشم | |

سلام.

امیدوارم تا اینجا از رمان خوشتون اومده باشه . اگر نیومد بگید هاااااااااااااااا که دیگه ادامه ندم.

یه خبر بهتون بدم اگر خدا بخواد این هفته سرم کاملا خلوته اگر خدا بخواد هر روز آپ می کنم تا قبل از ماه رمضون تموم بشه.حالا نظرتونو بدین که آیا خوبه همچین چیزی یانه.بعدهم بگم که دنبال یه همکار می گردم.چون من در ایام مدرسه نمی تونم آپ کنم اگر کسی هست اعلام آمادگی کنه دوستان.مهم نیست رمانش چاپ شده باشه یانه فقط این وبلاگ نمی خوام تعطیل باشه.در ضمن اینم بگم که اگر حالا بدلایلی همکاری برام پیدا نشد این وبلاگ دیگه آپ نمیشه تا تابستون.خب دیگه خیلی حرف زدم.

سعی کنید موفق باشید.

برای خوندن قسمت هشتم درسا به ادامه ی مطلب مراجعه کنید...

 


ادامه مطلب

+نوشته شده در چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت13:25توسط مانیسا محتشم | |

سلام امیدوارم دیگه از بابت تاخییر آپ قبلی از دستم ناراحت نباشید.چون گویا خیلی ها باهام قهر کردن ولی بخدا اگه دست خودم بود سریعتر می اومد.

واما پاسخ به نظرات:

نرگس جان پرسیده بودی این وبلاگ چند وقت یکبار آپ میشه.عزیزم چون چند وقتیه سرم بدلایلی شلوغه نمی تونم دقیق جوابتو بدم.در ضمن اطراف ما هم کارت اینترنت با بد بختی پیدا می شه.بخاطر همین خیلی وقتها تاخییر دارم .ولی سعی می کنم هر وقت سرم خلوت بود سریع بیامو آپ کنم.

***

سنا جان مرسی از اینکه وبلاگ منو به نودوهشتیا معرفی کردی عزیزم.

***

چند نفر از دوستان هم که تعدادشون خیلی زیاده خواسته بودن که بین جملات فاصله نیندازم برای فرمت کردن رمان در گوشی.من سعی می کنم ولی یه جاهایی واقعا لازم داره و اگه اینکارو نکنم قاطی پاطی میشه.

***

سارا ،ندا،فیروزه،پانته آ،داش بردیا،تک ستاره وشازده کوچولوی  عزیز به جمع ما خوش اومدین امیدوارم دوستای خوبی برای هم بشیم.

***

ستاره و غریبه آشنای عزیز به وبلاگتون اومدم اما هر کاری که کردم نتونستم نظر بدم مثل اینکه قالبتون مشکلی پیدا کرده بود.فکر نکنید به یادتون نیستم

***

یه مطلب دیگه هم بگم من چون جدیدا یه مقدار سرم شلوغ شده ممکنه وقت نکنم به وبلاگ تک تکون سر بزنم.تو رو خدا ببخشید و فکر نکنید که فراموشتون کردم یا اینکه قهر کردم نه اصلا این چیزا نیست مشکل کم سعادتی منه

***

دختر پاییز یه نظری داده بود بنظرم نظر جالبی اومد.گفته بود که برای آشنایی بیشتر با همدیگه هر کس یه بیوگرافی از خودش بده.خدا رو چه دیدین شاید از طرق این وبلاگ همه با هم دوست شدیم.از خومن شروع می کنیم:من مانیسا محتشم متولد سال ۷۱ هستم.بچه ی تهران اما ساکن شهرجدیدپرند.(کنار فرودگاه بین المللی امام خمینی).رشته م ریاضیه.رشتمو خیلی دوست دارم. بعد اینکه ما ۳تا بچه ایم.سینا برادر بزرگم که ۲۴سالشه و مجرد مهندس نقشه کشیه که البته باما زندگی نمی کنه خونه ی مستقل داره تو گیشا هفته ای ۳بارهم بهمون سرمیزنه.بعد از اونهم خواهرم ساینا که ۲۰ سالشه متاهله (قراره اگه خدا بخواد تا چند وقت دیگه بسلامتی خاله بشم)وهمین دیگه بازم چیزی خواستین بپرسین.

***

سرتونو بیش از این درد نمیارم.سعی کنید موفق باشید...

***

برای خواندن قسمت هفتم درسا به ادامه ی مطلب مراجعه کنید...


ادامه مطلب

+نوشته شده در دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت8:8توسط مانیسا محتشم | |

سلام .بخدا دیگه خجالت می کشم سلامم بکنم.آخه تقصیر من چیه ؟کامپیوترم که هیچوقت خراب نمیشه یه دفعه خراب شد.در ضمن اینو بدونید که من دوستون دارم و هیچوقت جا نمی زنم . آپ های من دیر و زود داره ولی سوخت و سوز نه اصلا!!!

واما پاسخ به نظراتی که تو این چند وقته لطف کرده بودین :

خیلی از دوستان هم از جمله :پسر آزاد -شیطان صفت-دختر پاییز -محسن-لیلا برام لطف کرده بودن کارت اینترنت بطور خصوصی فرستاده بودن ممنون از لطفتون عزیزانم.

یکی دیگه از دوستان گفته بودن بیو گرافی خودمو بنویسم .عزیزم من مانیسا محتشم  متولد ۱۳۷۱ساکن تهران هستم.رشته م ریاضیه گلم.اگر سوال دیگه ای داشتین بازم من در خدمتم.

یکی دیگه از دوستان پرسیده بودن معنی کلمه ی "مانیسا"  چیه ؟عزیزم مانیسا یعنی مانند ماندگاری این اسم رو هم پدرم انتخاب کرده .

واما پسر آزاد واقعا جالب بود مطالبت رو خوندم.دید خیلی قشنگی داری عزیزم.

بیشترین نظرات این پست متعلق به مهدیه جونه که هی می پرسید کی می ذارم.عزیزم ببخش منو به خاطر تاخیر بسیار طولانی ام سعی می کنم دیگه تکرار نشه.

اینم بگم که این رمان فصلی نیستش من خودم فصل فصلش کردم برای ساده تر شدنش اشتباه نشه یه وقت.

بازم معذرت می خوام بخاطر تاخیرم واینکه پاسخ نظرات دیگرو ندادم بخاطر اینه که من فعلا فقط نظرات خصوصی رو خوندم

بیش از این سرتونو درد نمیارم برین بخونین شاد باشید منم حلال کنین!!!

ادامه ی مطلب هم که یادتون نره دیگه!!!

 

 


ادامه مطلب

+نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت15:34توسط مانیسا محتشم | |

سلام به دوستان گلم

 

ببخشید یک روز دیر تر آپ کردم خونه نبودم معذرت می خوام.

مرسی از نظرات زیبا ودگرم کننده تون.

امیدوارم تا اینجا خوشتون اومده باشه.اگر پیشنهادی انتقادی چیزی هست خجالت نکشید بگید.یه آقایی هم بنام پسر آزاد برام نظر خصوصی گذاشته بود .ممنون پسر آزاد منم با حرفات کاملا موافقم.راجع به انتقادهایی هم که قرار بود از رمان های ایرانی بکنی هم باید بگم من منتظرم عزیزم.

راستی بچه ها من برای یکی از دوستان دنبال رمان همخونه می گردم اگر وبلاگی چیزی هست که این رمان و بطور کامل توش داره منو خبر کنید البته خواهشا دانلودی نباشه.ممنونم.

خب واما درسا.فصل پنجمش طولانی بود این آپم هم ادامه ی همون فصله .خب دیگه بیشتر ازاین سرتونو درد نمیارم.

مانیسا شما را بدیدن ادامه ی این فصل دعوت می کند!!!

سعی کنید موفق باشید!


ادامه مطلب

+نوشته شده در شنبه سوم مرداد 1388ساعت13:11توسط مانیسا محتشم | |

سلام.

می دونم الان همتون از دستم عصبانی هستین

اما من از تک تک تون معذرت می خوام

ببخشید دیر شد آخه کارت اینترنتم تموم شده بود تا تهیه کنم طولید.(یعنی طول کشید)

سعی می کنم دیگه تکرار نکنم

واما اینکه کی ها آپ می کنم  پس از بررسی ها و مطالعات بسیار به این نتیجه رسیدم که تقریبا دو روز یکبار البته تقریبا چون تابستونه و مسافرت ومهمونی دیگه اما قول میدم اگه خواستم برم مسافرت شما رو در جریان بذارم.خوبه؟

خب دیگه سرتون و بیش از این نمی دردم(درد نمیارم)

فعلا بای

 

           امیدوارم نظر فراموشتون نشه


ادامه مطلب

+نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت14:22توسط مانیسا محتشم | |

سلام

امیدوارم تا اینجا از این رمان خوشتون اومده باشه.ممنونم از نظرات خوبتون .می دونین نظرها برای من خیلی مهمه هر جا احساس کردید رمان بده باید به من اطلاع بدین تا من همون جا لغو کنم و دیگه ادامه ندم .

یکی از دوستان بنام خورشید نظر داده بودن که اگه میشه هر روز آپ کنم . خب چون این رمان طولانیه من احساس می کنم خورشید جان درست میگن و باید هر روز آپ کنم چون در غیر اینصورت شما تا سال دیگه باید منتظر بمونین من امروز فصل چهارم این رمانو می ذارم بازم ازتون می خوام بهم بگین که آیا کار درستی می کنم یا نه.متشکرم.

برای خواندن فصل چهارم درسا به ادامه ی مطلب مراجعه کنید.


ادامه مطلب

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت20:52توسط مانیسا محتشم | |